حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

593

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

نكنيد ، ما مراجعت نمىكنيم . معز السلطنه تلگراف رمز زده بود كه اگر سالار الدوله حاكم باشد ، عربستان طورى خواهد شد كه ديگر اصلاح‌پذير نيست . اتابك و سپهسالار هم در حضور عرض كرده بودند كه ديگر كار سالار الدوله پيشرفت نمىكند . معهذا ، قرار دادند آدم بفرستند او را ببرد بروجرد و در مراجعت ، ادامهء قرارى در كار عربستان بدهند . چارهء من ، منحصر به رفتن قزوين و خمسه شد . در قزوين به واسطهء حكومت ميرزا صالح خان نمىتوانم بمانم . از اينجا مىروم قديم‌آباد « 29 » و از آنجا به دو دهه . « 30 » بعد هم كه شاه وارد شد ، از اتابك براى مصلحت وداعى مىكنم و مىروم دو شب در حيدريه « 31 » و حسين‌آباد « 32 » مىمانم و بعد مىروم خمسه . تفصيل فرمانفرما را سابق نوشتم و حاجت تكرار نيست . حكيم « 33 » هم از بس كه در سفر فرنگ از من بد گفته است ، ديگر نمىتواند واساز كند و مخالف رأى سابق بگويد . قوام و پسرهايش حكما در فارس نمىمانند ؛ هرچه واسطه‌ها سعى كردند ، نشد . حتى اتابك را متهم به تحريك و فساد كردند . براى رفع تهمت ، سخت آماده است كه مقصر بايد برود تبريز . آصف الدوله سعى دارد بلكه اين انتظام الممالك را براى معبرسازى املاكش و حكومت ايالت خمسه ببرد ، تا چه شود . جميع امورات را از من شور كرد . من هم بر خلاف سليقهء شما ، بدون ضمانت رأى دادم . به توسط مهندس الممالك ، گويا اذن رفتن ييلاقات كاشان به وزير همايون بدهند كه در غيبت موكب مسعود ، در كاشان باشد . من اگر از جميع آفات و واردات خلاص شوم ، از دست ميرزا نور الله خان و ميرزا محمد حسين خلاصى نداشته باشم . حالا ديگر ادعاى طلب مىكنند . هستى من وفاى به اين نخواهد كرد . با تقدير خداوندى چه مىتوان كرد . وزير بقايا ، لقب وزير افخمى گرفت و پسرش وزير بقايا شد . معتمد السلطنه را حكم كردند در فارس بماند تا ورود آصف الدوله كه مأخوذ او برسد . شاه كمال دل‌تنگى را از او دارد و در اين اواخر به خيال حكومت مستقله افتاده ، صدر اعظم هم از او رنجش كرده است . شعاع السلطنه سخت آماده است كه هر كارى با من كرد ، معتمد السلطنه كرد و مادرش هم ايستادگى و اهتمام دارد . معين با سپهسالار ساخته است ، هل و گل و تعارف مىدهد ؛ با آصف الدوله هم كنار آمد ، كار محسن را در تهران مىگذراند . از گفتگوى امير بهادر و مجير السلطنه به شما نوشته‌ام . معين الملك هم رفت به گيلان . از اجماع ملاها هم كارى ساخته نشد . انگليس‌ها هم هرچه تحريك كردند ، به جائى نرسيد . تلگرافاتى كه از اتابك در باب املاك عربستان گرفتم ، نسخهء ممهور آن‌ها را از تلگرافخانه بوشهر البته بگيريد و نگه بداريد . براى ملكيت آن‌ها و يك‌صد و بيست هزار تومان طلب ما ، سند است ؛ يك روز به كار حسين خواهد آمد . عمر من كه ديگر وفاى به اين ملاحظات نخواهد كرد . واقعا اگر از دست ميرزا نور الله خان و از واردات مختلفه و ظفر السلطنه آسوده

--> ( 29 ) - قديم‌آباد نام دهى است از شهرستان قزوين . ( 30 ) - دو دهه نام دهى است از بخش ضياءآباد شهرستان قزوين . ( 31 ) - يافته نشد . ( 32 ) - يافته نشد . ( 33 ) - منظور ميرزا محمود خان حكيم الملك است .